این منم

این منم

حرف های یک جوان
این منم

این منم

حرف های یک جوان

مویه های سوزناک بی سرزمین شدگان سد گتوند / خداحافظ پرنوشته، خداحافظ همه چیزم

مویه های سوزناک بی سرزمین شدگان سد گتوند / خداحافظ پرنوشته، خداحافظ همه چیزم




خوزنیوز/ مجتبی گهستونی: اهالی روستای «پرنوشته» از توابع مسجدسلیمان که در پی آبگیری سدگتوند که سرزمین اجدادی آنها را غرق می کند آئینی با حضور در قبرستان روستا به نام "وداع با پرنوشته" برگزار کردند.

شدت اندوه و غم اهالی روستا و وابستگانشان زمانی چندان می شد که حاضرین شاهد بودند که  آب دریاچه سد گتوند بعد از بلعیدن اراضی کشاورزی، روستایشان را هم احاطه کرده است و دیری نخواهد گذشت که روستای پرنوشته به مانند بعضی از 40 روستای دیگر غرق خواهد شد.  ناله های جانسوز پیرمرد که برای آخرین بار است زادبوم خود را به نظاره نشسته و با اجداد و پدر و مادر و برادرانش که در این خاک مدفون هستند به گفت و گو نشسته قلب هر بیننده ای را به درد می آورد.


برای دریافت فیلم ها به دولینک زیر مراجعه فرمایید .


دانلود فیلم اول

دانلود فیلم دوم




این مراسم بدون حضور هیچ مقام و مسئولی برگزار شد تا مردم در تنهایی خود با روستا و عزیزانشان که در خاک آرمیده اند وداع کنند.

البته در این مراسم بازار شعرهای محلی که به ذهن خلاقان طایفه می رود گرم بود.

شکرالله قاسمی از اهالی روستا یکی از این شعرها را برایمان خواند:


گزستون و آب گرفت تا پر نوشته
مردمان نا راضی و چک ها نوشته


وقتی از 15 سال پیش ساخت سد گتوند به عنوان پر هزینه ترین و بزرگترین پروژه سد سازی در ایران آغاز شد، اهالی همه روستاهایی که امروز دیگری اثری از آن به میان نیست  نمی دانستند چند سال بعد باید کوچ اجباری کنند. روستائیان حتی راضی نشدند خانه و زمین خود را به قیمتی بفروشند که نتوانند در جای دیگری حداقل نصف همان املاک را بخرند. به گونه ای که وقتی یکی از ساکنان روستای "چاله تاک" در خانه خود نشسته بود متوجه شد آب به درون خانه اش نفوذ پیدا کرده است. اگر او و ساکنان دیگر، روستا را خالی نمی کردند ممکن بود در آب سد گتوند غرق شوند پس دامهایشان را بار زدند و همان مقدار پولی که بابت زمینهایشان باید می گرفتند را هم نگرفتند و راهی شهرک هایی شدند که نه شهر هستند و نه روستا.


تقریبا ساکنان اکثر روستاها مجالی نیافتند برای به زیر آب رفتنشان مراسم "در وداع" برگزار کنند. چرا که شک و تردید و گاه چشم انتظاری برای بهبود وضعیت فرصتی را برای وداع کردن با سرزمین آبا واجدادیشان فراهم نیاورد. اما اهالی پرنوشته که تقریبا روستایشان از آخرین مناطقی است که به زیر آب خواهد رفت درد سنگینی را تحمل می کنند چرا که دیگر باورشان شده است همه چیز واقعی و باید این روستایشان را ترک کنند. حتی جوانانی از روستا برای پرنوشته وبلاگ هم درست کرده اند. حداقل فرق این روستا با بعضی از روستاهای دیگر در داشتن یک کتیبه تاریخی است که نام روستان از آن نوشته شده است.


حمید قاسمی یکی از وبلاگ نویسان این روستا درباره مراسم وداع با پرنوشته گفت: بزودی این روستای زیبا و دوست داشتنی توسط سد گتوند غرق می شود و همه کسانی که ریشه در آنجا دارند به مردمی بی سرزمین بدل می شوند. سعی کنید امسال برای اخرین دیدار ازروستا دیدن کنید شاید این اخرین دیدارتان باشد.


از مجموع روستاهایی که غرق می شوند 18 روستا در شهرستان مسجد سلیمان زیر آب رفت که  9 روستای آن در حریم سد قرار دارد و باید تخلیه و سپس در آب غرق شوند. همچنین 14 روستا نیز در منطقه لالی قرار داشت که 11 روستای آن در بخش آب ماهیک بود و بسیاری از آنها به زیر آب رفته اند. همچنین برخی از این روستاها عشایر نشین بودند بنابراین به طور جمع 41 روستا تحت الشعاع سد گتوند قرار گرفت.


محمد علی منجزی از اهالی روستا می گوید: کسانی که روستایشان را ترک می کنند عمدتا به حاشیه شهرهایی مثل دزفول، شوشتر،مسجدسلیمان، اهواز، چهارمحال و اصفهان رفتند چون با پولی که از فروش تمام زندگیشان گرفته بودند نمی توانستند خانه ای حتی بدون زمین کشاورزی در روستای دیگر بخرند.


علی یوسفی نماینده مردم روستاهای غرق شده در آب سد گتوند است او و تعدادی دیگر از اهالی روستاهای شهرستان لالی به مسجد سلیمان رفته جایی که خانه هایش بوی گاز می دهد! یوسفی که تاکنون در بیش از 32 جلسه مسئولان شهری و روستایی شرکت کرده بلکه حق و حقوق واقعی روستاییان را بگیرد اما نتیجه همه پیگیری های او یک چمدان مدرک و نامه و کاغذ شده است و از مسئولان شرکت آب و نیرو که ساخت سد گتوند را بر عهده دارند شنیده که باید به همین مقدار پولی که می خواهند بابت همه زندگی تان پرداخت کنند، قانع باشند.


اما روستاییان آب ماهیک و لالی هنوز هم از این وضع گلایه دارند و  به نمایندگی از همه اهالی روستانشین و عشایر 41 روستای مدفون زیر آب سد در نامه ای خطاب به مسئولان سد گتوند نوشته اند: ما دامداران و کشاورزانی هستیم که در غیرت و عزت مان بیکاری معنا ندارد. اکنون که همه زندگی مان را گرفتید، پولش را نمیخواهیم، زمین بدهید کار کنیم.


ولی این نامه ها هم به جایی نرسیده است و حالا بعد از یک سال از تخلیه روستاهای غرق شده در دریاچه و مخزن سد گتوند علیا در استان خوزستان، نه تنها پاسخی به مطالبه روستاییان داده نشده بلکه، صدها نفر از آنها بیش از یک سال است که بیکار شده اند.

ولی این نامه ها هم به جایی نرسیده است و حالا بعد از یک سال از تخلیه روستاهای غرق شده در دریاچه و مخزن سد گتوند علیا در استان خوزستان، نه تنها پاسخی به مطالبه روستاییان داده نشده بلکه، صدها نفر از آنها بیش از یک سال است که بیکار شده اند .

شایستن و بایستن

بیشتر ما شاید ریشه ها و شاخه های دو کارواژه ی "شایستن " و "بایستن" را ندانیم، چون از آنها بسیار اندک سود میبریم. در  نگاره ای که برای شما فراهم کرده ام، واژه هایی را که از این دو ریشه پدید میایند 
بهمراه چم انها نگاشته ام. در آن میبینید که واژه هایی همچون " امکان و وجوب"، " ممکن و واجب" یا " جبر و اختیار"، از این دو ریشه پدید میایند که میتوان از آنها بجای همتای پارسی این واژه های تازی ، بویژه درنوشتارهای وابسته به "فلسفه و منطق" سود برد.


بیایید واژه " قدیم / قدیمی " را از زبان توانمند خود بیرون کرده و بجای انها، واژه هایی را که در نمونه های زیر میاید بکار ببندیم.

بیایید واژه " قدیم / قدیمی " را از زبان توانمند خود بیرون کرده و بجای انها، واژه هایی را که در نمونه های زیر میاید بکار ببندیم.



این خانه ی قدیمی دیگر کلنگی شده= این خانه ی کهنه دیگر کلنگی شده.


این خرابه ی قدیمی بدرد سکونت نمیخورد= این ویرانه ی کهن بدرد خانمان نمیخورد.


از قدیم اینجا مصلا (مصلی) بود = از دیرباز اینجا نمازخانه بود .


در زمان قدیم هر دلار چند ریال بود= در گذشته هردلار چند ریال بود.


این لباس قدیمی را بینداز دور= این جامه ی کهنه را دور بینداز.


ریال واحد پول قدیم پرتغال بود= ریال یکان پولی پیشین پرتغال بود.


قاجاریه قدیمی تر از پهلویها است= قاجار ها پیشتر از پهلوی ها بودند.


---فلسفه----
این جهان قدیم است یا حادث؟= این جهان بی آغاز است یا آغازمند؟


قدمت جهان را کسی نمیداند= دیرینگی جهان را کسی نمیداند.


ماده مقدم بر روح بود یا بالعکس؟ = ماده پیشتر از روان بود یا بوارونه؟



-----باستان------

در هند قدیم، آشوکا حاکم بود= در هند باستان آشوکا فرمان میراند.


یکی از ملکه های قدیمی مصر، به اسم "نه فر تی تی "، خیلی وجیه بود=یکی از شهبانو های باستانی مصر، بنام " نه فر تی تی " ، بسیار زیباروی بود. یا یکی از شهبانوان باستانی مصر، بنام " نه فر تی تی " ، بس خوبچهر بود.


این واژه ها را بیرون بیندازیم: دغل، مکر، حیله ، خدعه، تزویر = فریب، ترفند، نیرنگ، رنگ ، کنبور( واژه فرموش شده)

این واژه ها را بیرون بیندازیم: دغل، مکر، حیله ، خدعه، تزویر = فریب، ترفند، نیرنگ، رنگ ، کنبور( واژه فرموش شده)


مرد دغل = مرد فریبکار

دغلکاری او اظهر من الشمس است =
فریبکاری او روشن (تر از آفتاب) است
روباه حیوانی مکار است = روباه جانوری فریبگر است
عمروعاص مردی حیله گر و مزوّر بود= 
عمروعاص مردی نیرنگ باز و ترفند سازبود.
( نیرنگ در باستان به چم افسونگری هم بکار میرفته)
او با خدعه حریفان خود را شکست داد=
او با رنگ ، هماوردان خود را شکست داد.
بالاخره با تزویر به حکومت نائل شد=
سرانجام با ترفند به فرمانروایی دست یافت.
و مکرش حاصل داد = و کنبورش به بر نشست.



چون که بی رنگی اسیر رنگ شد 
موسی ای با موسی ای در جنگ شد
چون به بیرنگی رسی کآن داشتی
موسی و فرعون دارند آشتی
جلال الدین بلخی ( مولوی)


سرزمین های جدا شده از ایران در طول 196 سال گذشته

سرزمین های جدا شده از ایران در طول 196 سال گذشته

با توجه به تهدید های مرزی موجود علیه تمامیت ارضی ایران بد نیست به این نکته اشاره کنیم که سرزمین های کنونی ایران , تنها 30 درصد از ناحیه ای وسیع است که در تاریخ با نام "ایران زمین " "ایران بزرگ " یا "ایرانشهر"و "پارس " در جغرافیا با نام فلات ایران شناخته می شود ...

ترفندها و دسیسه های بیگانگان و سستی پادشاهان بی کفایت گذشته بخش های زیادی از این سرزمین کهن را در طول فاصله کوتاه 196 ساله از ایران بزرگ جدا نمود که مروری بر چگونگی هر یک از این جدایی ها به رغم تلخی بسیار برای میهن گرایان ایرانی جهت الزام جدیت و حساسیت ما دست کم برای حفظ سرزمین های باقیمانده موجود بسیار آموزنده خواهد بود .

گستره سرزمین های جدا شده از ایران در قراردادهای ترکمنچای , گلستان , آخال,پاریس و ...

سرزمین های جدا شده قفقاز بر اساس قراردادهای گلستان و ترکمنچای با روسیه (1813 و 1828 م .)

آران و شروان : 86600 کیلومتر مربع

ارمنستان : 29800 کیلومتر

گرجستان : 69700 کیلومتر

داغستان : 50300 کیلومتر

اوستیای شمالی : 8000 کیلومتر

چچن : 15700 کیلومتر

اینگوش : 3600 کیلومتر

جمع کل : 263700

سرزمین های جدا شده ایران شرقی بر اساس پیمان پاریس و پیمان منطقه ای مستشاران انگلیسی :

هرات و افغانستان : 625225 کیلومتر

بخش هایی از بلوچستان و مکران : 350000 کیلومتر

جمع کل : 975225 کیلومتر

سرزمین های جدا شده ورا رود بر اساس پیمان آخال با روسیه (1881 م ) :

ترکمنستان : 488100 کیلومتر

ازبکستان : 447100 کیلومتر

تاجیکستان : 141300 کیلومتر

بخش های ضمیمه شده به قزاقستان : 100000 کیلومتر

بخش های ضمیمه شده به قرقیزستان : 50000 کیلومتر

جمع کل : 1226500 کیلومتر مربع

سرزمین های جدا شده جنوب خلیج فارس بر اساس پیمان منطقه ای مستشاران انگلیس :

امارات : 83600 کیلومتر

بحرین : 694 کیلومتر

قطر : 11493 کیلومتر

عمان : 309500 کیلومتر

جمع کل : 405287

مساحت سرزمین های جدا شده از ایران درونی به همراه دو سوم کردستانات (که در دوره صفوی به اشغال عثمانی در آمد و بعد ها در بین سه کشور ترکیه ,عراق و سوریه تقسیم شد ) به مساحت تقریبی 200000 کیلومتر مربع و نیز عراق به مساحت 438317 کیلومتر مربع .

در جمع حدود 3/5 میلیون کیلومتر مربع بالغ می شود که این مقدار تجزیه یک کشور در کل تاریخ ایران و دنیا بی سابقه است.