این منم

این منم

حرف های یک جوان
این منم

این منم

حرف های یک جوان

کشف نام خلیج‌فارس در حدیث پیامبر(ص) +سند

کشف نام خلیج‌فارس در حدیث پیامبر(ص) +سند



انعکاس : پس از اقداماتی که جاعلان در راستای بزرگترین جعل تاریخی یعنی تغییر نام خلیج فارس کردند، مردم و مسئولان ایران اسناد متعدد و معتبر تاریخی در اختیار جهانیان قرار دادند، اما این بار سخن پیامبر بزرگوار اسلام (ص) مقدس‌ ترین سند در اثبات نام خلیج فارس است.
به گزارش سرویس سیاسی انعکاس، یک جوان ایرانی، سندی در اثبات حقانیت نام خلیج فارس کشف کرده که مقدس و معیاری برای سنجش افرادی است که خود را مسلمان و پیرو پیامبر گرامی اسلام (ص) می‌دانند.

نیما صفا درگیری متولد سال ۱۳۶۶ و کارشناس ارشد حقوق است که تحقیقات و پژوهش‌های فراوانی در راستای کشف اسناد معتبر در اثبات حقانیت نام خلیج فارس از منابعی که به دست اعراب تالیف شده، کرده است.



این پژوهشگر خلیج فارس در تحقیقات خود، حدیثی از پیامبر گرامی اسلام(ص) کشف کرد که در آن نام “بحر فارس” از زبان مبارک پیامبر بزرگوار اسلام جاری شده است.

نیما صفا می‌گوید: بنده نسل پنجم از فرزندان شهید رئیس سبزعلی صفادرگیری هستم که در منطقه جنوب کشور در مبارزه با اقدامات تجاوزکارانه حاکمان مسقط در عصر ناصری به شهادت رسید و علاقه شخصی بسیاری برای تحقیقات در راستای دفاع از حقانیت وطنم داشته ام.



وی ادامه داد: خلیج فارس شناسنامه ایران و هر ایرانی است و به نظر من جعل نام خلیج فارس، بزرگترین جعل تاریخی ۱۰۰ سال اخیر است که برای نشان دادن سابقه تاریخی خلیج فارس خودم را مکلف به اقدام ویژه در این باره کردم .

این محقق تاریخ خلیج فارس خاطرنشان کرد: بنده بهترین کار را استفاده از منابع و اسنادی دیدم که به دست خود اعراب تالیف و تنظیم شده است و در این راستا کتب مربوطه را جمع آوری کرده و با مطالعه آنها، نام خلیج فارس را ازآنها استخراج کردم.



صفا یادآور شد: نام خلیج فارس در کتب مختلف تاریخی اعراب نشان می دهد که آنها اکنون با جعل نام خلیج فارس تنها درپی عقده گشایی با سرقت از تمدن دیگران هستند.

وی با بیان این که در تحقیقات و مطالعات خود کتاب حدیث “مسند ابی یعلی الموصلی البغدادی” مربوط به اهل سنت را نیز مطالعه کردم، تصریح کرد: در این کتاب حدیثی از پیامبر گرامی اسلام نقل شده که در آن پیامبر سه بار نام بحر فارس را از زبان مبارک خود جاری کرده اند.

نیما صفا درگیری افزود: این حدیث در صفحه ۱۱۹ و ۱۲۰ از جزء چهارم کتاب مسند ابی یعلی الموصلی البغدادی آمده است و احمد ابن علی ابن المثنی التمیمی (۲۱۰-۳۰۷ ه.ق) مولف این کتاب نیز از بزرگان علم حدیث نزد اهل سنت است.

این محقق تاریخ خلیج فارس افزود: این کتاب را انتشاراتی “دارالثقافة العربیة” در سال ۱۴۱۲ هجری قمری در دمشق به چاپ رسانده است و درباره روات این حدیث که جابر ابن عبدالله انصاری از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده چنین آمده است: حدثنا ابو هشام الرفاعی، حدثنا محمد بن فضیل، حدثنا الولید ابن جمیع، عن ابی سلمة بن عبدالرحمن، عن جابر .

شرح حدیث: روزی پیامبر مکرم اسلام در جمع اصحابشان درباره دجال چنین می فرمایند: “…المدینة، ما باب من ابوابها الا ملک مصلت سیفه یمنعه و بمکة مثل ذالک.” ثم قال: “فی بحر فارس، ما هو فی بحر الروم ما هو .ثلاثا.” ثم ضرب بکفه الیمنی علی الیسری. ثلاثا…. که ترجمه آن به این شرح است: در مدینه هیچ دروازه‌ای نیست مگر این که فرشته‌ای در حالی که شمشیرش را بیرون آورده از ورود (دجال) جلوگیری کند. سپس پیامبر سه بار فرمودند: (دجال) در دریای فارس و دریای روم نیست و سپس سه بار کف دست راست خود را بر کف دست چپ شان زدند و در ذیل صفحه ۱۲۰ این کتاب نیز به صحیح بودن این حدیث با عبارت “رجاله الصحیح” اشاره شده است.

صفا اضافه کرد: همین حدیث نیز در چاپ جدید تر این کتاب که در سال ۱۴۲۲ هجری قمری توسط دارالفکر بیروت به چاپ رسیده نیز آمده است که در جلد دوم، صفحه ۲۱۴، ذیل حدیث شماره ۲۱۶۸ قرار دارد و نکته قابل توجه دیگر این است که همین حدیث درجلد اول، صفحه ۲۹۸ و ۲۹۹ از کتاب (حدیث الزهری) نوشته شده به دست ابی الفضل عبید الله ابن عبدالرحمن ،متوفی به سال ۳۸۱ هجری قمری نیز آمده است که این کتاب در سال ۱۴۱۸ هجری قمری توسط انتشارات اضواء السلف در شهر ریاض عربستان سعودی به چاپ رسیده است.

وی گفت: اکنون از آنجایی که بیشتر تحریف‌ کنندگان نام خلیج فارس عرب هستند و خود را اهل سنت رسول خدا معرفی می‌کنند، بنابراین با ارائه چنین حدیثی آن جاعلان دو راه بیشتر ندارند یا این که در برابر سخن پیامبر عظیم الشان اسلام سر فرو آورند یا این که از این پس دیگر ادعای دین مداری نداشته باشند، زیرا همان طور که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى‏» (نجم/۴-۳) از جانب خود حرفی نمی‌زند، مگر بر او وحی شود و در جای دیگر می‌فرماید: «وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» (حشر/ ۷) هرچه پیامبر گفت عمل کنید و آنچه نهی کرد، ترک کنید و باز می‌فرماید: «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» (نساء/۸۰) هرکس اطاعت از پیامبر کند، اطاعت از خداوند کرد، پس چگونه ممکن است، شخصی که خود را پیرو آن حضرت بر می شمرد، با سوء نیت و غرض ورزی و دشمنی دست به تحریف و جعل نام یک دریا بزند و زمینه نفاق را فراهم آورد.

این محقق تاریخ خلیج فارس با بیان این که این حدیث در همایش بین المللی خلیج فارس در ۱۰ اردیبهست امسال در بندرعباس با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی رونمایی شد، تاکید کرد: باید از علمای اهل سنت مدرسه علوم دینی بندرعباس که مرا در شرح و ترجمه این حدیث کمک کردند، تشکر کنم و همچنین از زحمات آقای همایون امیرزاده دبیر سومین جشنواره بین المللی خلیج فارس و حجت الاسلام مرشدی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمزگان که برای رونمایی از این حدیث همکاری لازم را با بنده کردند، سپاسگذاری می‌کنم.

نیما صفا در گیری گفت: آیت‌الله نعیم آبادی نماینده ولی فقیه در استان هرمزگان نیز پس از بررسی مستندات، این حدیث را در این کتاب تائید کردند.

صفا در ادامه این گفتگو حدیثی که در آن پیامبر بزرگوار اسلام نام خلیج فارس را بیان فرموده اند، مقدس‌ترین سند در اثبات حقانیت نام خلیج فارس دانست و بیان داشت: این سند مهم در اثبات نام خلیج فارس دارای این ویژگی مهم و مقدس است که نام خلیج فارس از بان مبارک پیامبر جاری شده است و باید در روزهایی که تلاش های بسیاری برای جعل این واقعیت تاریخی می‌شود، نهادهای مسئول و رسانه ها بیشتر به این حدیث بپردازند.

وی یادآور شد: متاسفانه این روزها شاهد هستیم که در کتبی که با سرمایه براخی اعراب چاپ می‌شود، نام خلیج فارس جعل شده است یا حتی در زمینه مسابقات ورزشی نیز اقدام به جعل نام خلیج فارس می‌کنند و ما باید از وجود چنین حدیثی که مدرکی بسیار معتبر و مقدس است در تبلیغات رسانه‌ای خود استفاده کنیم.

این پژوهشگر در ادامه پیشنهاداتی در راستای بهره‌گیری از این حدیث نیز ارائه و اعلام کرد: با توجه به وجود نام خلیج و یا بحر فارس در کتب متعدد تاریخی، جغرافیایی، شعر و حدیث که توسط افراد معتبر در جهان عرب تالیف شده، این مستندات باید با برپایی نمایشگاه‌های دائمی و مقطعی در معرض دید عموم قرار بگیرند، چون ممکن است در چاپ جدید این کتب نام خلیج فارس جعل شود.

صفا در ادامه بیان پیشنهادات خود، اظهار داشت: اقدام به نصب و رونمایی از این حدیث در مقابل سفارت برخی کشورهای عربی به خصوص امارات متحده عربی در تهران و همچنین نصب این حدیث در مقابل کنسولگری امارات در بندرعباس به عنوان خاستگاه و مرکز خلیج فارس، اهداء این حدیث در قالب هدیه ویژه به صورتی که توسط هنرمندان کشورمان بر روی تابلو نوشته و آذین شود به تمامی سفارتخانه های کشورهای اسلامی عرب و غیر عرب از جمله پیشنهادات بنده است.

وی گفت: ثبت ملی این حدیث با عنوان “مقدس ترین سند نام خلیج فارس”، اهدای حدیث در قالب هنر ایرانی به دبیرکل سازمان ملل متحد، دبیرخانه سازمان کنفرانس اسلامی، دبیرکل اتحادیه عرب، شورای همکاری کشورهای عرب خلیج فارس، سازمان یونسکو، سازمان بین المللی مالکیت معنوی و همچنین کنفدراسیون فوتبال آسیا به علت این که این کنفدارسیون از جعل نام خلیج فارس در لیگ امارات جلوگیری نکرده و حتی به نوعی از آن حمایت نیز کرده است.



منبع


مطلب کیانی زاد


سرشوخی را با دکتر روحانی باز می کنیم!

سرشوخی را با دکتر روحانی باز می کنیم!



از آنجا که ما کارمان خیلی درست است توانستیم دستگاهی اختراع کنیم و چهارسال بعد را با پیش فرض اینکه هر یک از نامزدهای ریاست جمهور رئیس جمهور می شدند پیش بینی کنیم! البته این دستگاه را بیشتر به این خاطر اختراع کردیم که سرشوخی را با دکتر روحانی باز کنیم. هر چند دکتر احمدی نژاد می رود، اما بالاخره یک طوری ما طنزنویس ها هم باید نان بخوریم دیگر!

* اگر غرضی رئیس جمهور می شد:

به قول شاعر: “تصور کن، اگه حتی، تصور کردنش سخته!”؛ با رئیس جمهور شدن ایشان طنزنویسان به جلسات هیات دولت دعوت می شدند و کلا همه دور هم می گفتن و می خندیدن؛ نشاط جامعه اینقدر بالا می رفت که دیگر هیچ بیمار روانی در کشور وجود نمی داشت و همه روانشناسان به این دلیل از کار بیکار می شدند!

بعد از چند ماه و با کاهش تورم به زیر صفر، کشور دچار رکود اقتصادی می شد و مسئولان به این فکر می افتادند که حالا باید چیکار کنند؟!

در طی ۴ سالی که ایشان رئیس جمهور می بودند تیمی تشکیل می شد پاسخ سوالات فلسفی ایشان را بدهد؛ و بالاخره معلوم شود که آیا فرهنگ در طول حرکت می کند یا در عرض؟! و یا اینکه بالاخره فرهنگ موجودی زنده است یا خیر؟!

در طی این دوران “دولت ضدتورم” ایشان با هرگونه “تورم” مبارزه می کرد و بعد از رفع تورم اقتصاد، به شکم های متورم همشهریان هم پرداخته می شد و دیگر کسی در کشور اضافه وزن نمی داشت!

* اگر جلیلی رئیس جمهور می شد:




از یکدم همه ظرفیت ها آزاد می شدند! همه آدم ها هم با ظرفیت می شدند و دیگر کسی از انتقاد کس دیگری دلخور نمی شد! حتی ظرفیت باک خودروها را هم افزایش می دادند تا با یک باک بنزین بتوانی از اینجا تا محل اجلاس ۵+۱ بروی ، با کاترین مذاکره کنی و برگردی!

* اگر عارف رئیس جمهور می شد:

بالاخره به دکتر می رفت و به دکتر می گفت که: “۴سال دل درد گرفتم!”؛ همه معادن را به جاذبه گردشگری تبدیل می کرد و البته مرام لوطی گری و تریپ معرفت را هم در کشور ترویج می داد.

* اگر محسن رضایی رئیس جمهور می شد:




همون موقع اعلام نتایج کنار می کشید و نفر دوم می شد رئیس جمهور ؛ آقا محسن در بیانیه استعفایش می نوشت: “لذتی که در نامزد شدن هست در انتخاب شدن نیست! من هدفم در این سال ها نامزد شدن بود نه رای آوردن! وقت ندارم رئیس جمهور بشم! می خوام برم مطالعه و تحقیق کنم و برنامه هام رو ارتقا بدم تا ۴ سال بعد با برنامه هایی جدید دوباره کاندیدا بشم!”

* اگر قالیباف رئیس جمهور می شد:




تیم مذاکره ۵+۱ با احترامی ویژه به ایران دعوت می شدند و بعد گازانبری مذاکرات را پیش می بردیم!

* اگر ولایتی رئیس جمهور می شد:





یک واحد درسی با عنوان “چگونه مذاکره کنیم!” به واحدهای درسی دانشجویان اضافه می شد!!

* اگر حداد عادل رئیس جمهور می شد:

بعد از چهارسال تازه باورش می شد که این اتفاق افتاده که خیلی دیر بود و زمان ریاستش بر قوه مجریه به اتمام می رسید!

* حالا که دکتر روحانی رئیس جمهور شد:




ابتدا سعی می کند با کلیدش، قفل های زده شده بر رشد اقتصاد و اشتغال را باز کند! اما بعد از مدتی متوجه می شود این قفل ها محکمتر از این حرف ها هستند و از دکتر احمدی نژاد می خواهد کلیدها را پس بدهد! اما به دلیل اینکه کلیدها پیدا نمی شوند بالاخره می روند و از یکی از نامزدها گازانبر(!) می گیرند و همه قفل ها را می برند!

آندرانیک تیموریان؛ تبلور غیرت ایرانی-ارمنی

آندرانیک تیموریان؛ تبلور غیرت ایرانی-ارمنی




هافبک تیم ملی ایران با تاکید بر اینکه به خاطر این با دست شکسته برابر کره بازی نکرد که بعدا او را با بکن بائر مقایسه کنند زیرا دایی هم با طحال پاره بازی کرده است، گفت: صدای شکسته شدن دستم را شنیدم ولی به خاطر حساسیت بازی و اینکه می‌دیدم بازیکنان فداکاری می‌کنند، نمی‌توانستم زمین بازی را ترک کنم.

آندرانیک تیموریان در خصوص صعود تیم ملی ایران به جام جهانی ضمن بیان مطلب فوق گفت: من خیلی خوشحال هستم و در وهله اول به مردم ایران و رسانه‌ها که در این روزهای مهم از ما حمایت کردند به عنوان یکی از اعضای تیم ملی تبریک می‌گویم.

صعود به جام جهانی واقعه بسیار بزرگ بود

وی صعود به جام جهانی را واقعه بسیار بزرگ در ورزش دانست و افزود: مردم ایران لیاقت صعود تیم ملی به جام جهانی را داشتند. این مهم با دعای آنها، با پشتکار ملی‌پوشان رقم خورد و در حالی توانستیم به جام جهانی برسیم که قاطعانه تیم اول گروه خود شدیم و بین تیم‌های آسیایی صعود کننده به جام جهانی بیشترین امتیاز را گرفتیم.

دو بار حضور در جام جهانی اتفاق نادری است

هافبک تیم ملی فوتبال ایران اضافه کرد: خودم احساس شوق بسیاری دارم و امیدوارم بتوانم این واقعه بزرگ را تجربه کنم. شاید برای بسیاری از فوتبالیست‌های بزرگ دنیا این اتفاق نادر باشد که بتوانند بیش از یک بار تجربه حضور در جام جهانی را به دست آورند.



در سال 206 جوان بودم و متوجه اتفاقات نشدم

وی در ادامه به اتفاقات سال 2006 اشاره کرد و افزود: در آن موقع من بسیار جوان بودم و متوجه نمی‌شدم چه کار بزرگی انجام شد و می‌خواهم به جایی بروم که آخر فوتبال دنیاست. آن روزها من جوان بودم و در دور مقدماتی هم تنها 5 دقیقه آن هم بازی آخر مقابل ژاپن به میدان رفتم که تیم ما قبل از آن بازی با گل نصرتی به جام جهانی صعود کرد.

دو افسوس بزرگ در سال 2010

تیموریان صحبت‌های خود را این‌گونه ادامه داد: در سال 2010 هم می توانستیم به جام جهانی برسیم. آن روزها برای من خیلی تلخ بود زیرا به دلیل مصدومیت در فوتبال اروپا نتوانستم تیم ملی را همراهی کنم. من آن موقع دو افسوس خوردم؛ یک تیم ملی صعود نکرد و دوم اینکه من نتوانستم به تیم ملی کمک کنم.

یکی از اتفاقات نادر فوتبالی‌مان در سال 2010 رقم خورد

وی همچنین افزود: در سال 2010 و بازی با کره‌جنوبی یکی از اتفاقات نادر فوتبالی‌مان بود و در حالی که ما شانس داشتیم حتی به عنوان تیم دوم گروه به جام جهانی صعود کنیم، به خاطر نتیجه‌ای که در بازی کره‌شمالی با عربستان رقم خورد ناباورانه حتی به پلی‌آف هم نرسیدیم و حذف شدیم، اما خدا را شکر امسال توانستیم در خاک کره‌جنوبی مقتدرانه به جام جهانی صعود کنیم.

چرا ایران باید هر 8 سال یکبار به جام جهانی صعود کند

هافبک تیم ملی ایران با طرح این پرسش که چرا باید فوتبال ایران که یکی از قدرت‌‌های غرب آسیا است هر 8 سال یکبار به جام جهانی صعود کند؟، اضافه کرد: امیدوارم از این به بعد مسئولان فوتبال طوری برنامه‌ریزی کنند که تیم ملی بتواند در هر دوره جام جهانی حضور داشته باشد. این مساله نیاز به حمایت همه جانبه دارد زیرا صعود به جام جهانی از نظر سیاسی، اقتصادی و حتی فوتبالی باعث پیشرفت کشور می‌شود.



تیم‌هایی را بردیم که مدعی جهانی شدن بودند

وی با بیان اینکه صعود به جام جهانی یک گارانتی برای فوتبال یک کشور برای 4 سال خواهد بود، ادامه داد: این واقعه بزرگ را هیچکس از یاد نخواهد برد، البته نمی‌خواهم صعود به جام جهانی در این دوره را با سال 98 مقایسه کنم، آنها خیلی خوب بودند اما ما هم در شرایط بسیار سخت به جام جهانی صعود کردیم و تیم‌هایی را بردیم که هر کدام مدعی جهانی شدن بودند.

قبل از بازی قطر 10 درصد شانس سوم شدن داشتیم

تیموریان در پاسخ به این سوال که بعد از شکست تیم ملی مقابل عمان آیا فکر می‌کردید بتوانید به جام جهانی صعود کنیم؟، اظهار داشت: قبل از بازی قطر 10 درصد شانس سوم شدن در گروه را برایمان متصور شده بودند اما بعد از بردن قطر در یک بازی بسیار سخت در دوحه و آن اتفاقاتی که در بازی لبنان با کره به وجود آمد شرایط گروه پیچیده‌تر شد و امیدواری‌ها به تیم ملی از 10 درصد به 50 درصد رسید.

بعد از برد کره مطمئن شدم مستقیما به جام جهانی می‌رسیم

وی افزود: من بعد از آن بازی با قطر مطمئن شدم با یک برد مقتدرانه مقابل لبنان می‌توانیم حتی مستقیماً به جام جهانی برویم. ما با یک بازی خوب و جسورانه لبنان را در هم شکستیم، در همان روز هم شکست خوردن ازبکستان در کره انگیزه ما را بیشتر کرد تا مستقیماً به جام جهانی برسیم.

ملی پوشان یک لحظه غفلت نکردند

هافبک تیم ملی کشورمان تصریح کرد: به نظرم راهی که ما رفتیم، سناریویش از قبل نوشته شده بود. ما همان راهی را رفتیم که قبل از بازی با قطر و تا اتمام بازی با کره می‌خواستیم. در این روزهای مهم ملی پوشان یک لحظه غفلت نکردند و از این سه بازی مهم 9 امتیاز سرنوشت ساز گرفتیم و واقعاً تیم های دیگر گروه را با عملکرد خود ناامید کردیم.

دیگر تیم‌های گروه فکر نمی‌کردند به عنوان تیم نخست به جام جهانی برسیم

وی با بیان اینکه هیچکدام از دیگر تیم‌های گروه فکر نمی‌کردند ایران به عنوان تیم نخست مقتدرانه به جام جهانی برسد، یادآور شد: ما در رطوبت بالا و دمای 40 درجه قطر و در حالی که این تیم هم شانس صعود به جام جهانی داشت سه امتیاز گرفتیم. اگر آن اتفاق نمی‌افتاد، شاید به پلی‌آف هم نمی‌رسیدیم و امروز طور دیگری با ما برخورد می‌شد. در آن شرایط سرمربی و بازیکنان زیر سوال می‌ رفتند. به عقیده من تمام این مسایل به خیلی‌‎ها نشان داد که باید واقعیت‌ها را با داشته‌های‌مان بسنجیم، با برنامه جلو برویم و عجول نباشیم.

خیلی‌ها به تیم ملی و موفقیتش ایمان نداشتند

تیموریان با طرح این سوال که آیا می‌خواهیم خودمان را درست کنیم؟، اضافه کرد: در این روزها که خیلی‌ها به تیم ملی و موفقیتش ایمان نداشتند، برخی دیگر از ما حمایت کردند و پشت سرمان ایستادند و حتی خیلی‌ها به عملکرد ما انتقاد کردند ولی این برنامه‌ریزی بود که انجام شده بود و ما باید با همین استراتژی در این سه بازی، بازی می‌کردیم تا بتوانیم صعودمان به جام جهانی را قطعی کنیم.

تنها با این شیوه شکل می‌توانستیم کره را ببریم

وی در مورد نحوه بازی تیم ملی مقابل کره‌جنوبی هم اظهار داشت: این یک چیز طبیعی است، کره‌ای‌ها در زمین خود در روزی که امتیاز می‌خواستند مالکیت بیشتر توپ را در اختیار گرفتند، اما در بازی رفت همه دیدند در حالی که ایران 10 نفره هم شده بود، مالکیت توپ و میدان در اختیار ما بود. ما می‌دانستیم تنها به این شکل می‌توانیم کره را ببریم که راه‌های نفوذشان را ببندیم و روی ضد حمله به گل برسیم که خوشبختانه این اتفاق افتاد.

خبرنگاران کره‌ای خجالت کشیدند و رفتند

هافبک تیم ملی ایران در بخش دیگری از این گفتگو به اظهار نظرهای خبرنگاران کره‌ای قبل از این دیدار هم اشاره کرد: خبرنگاران کره‌ای پیش از این بازی به من می‌گفتند در ورزشگاه اولسان نیز مانند سئول شما را شکست می‌دهیم تا به جام جهانی نروید و من به آنها گفتم انگار یادتان رفت در سئول ما را نبردید بلکه با گل دقایق پایانی از شکست فرار کردید. ضمن اینکه در تاریخ هم ما یک بار به شما 6 گل زدیم. این صحبت‌های من باعث شد، خودشان خجالت کشیدند و رفتند. آنها می‌خواستند جنگ روانی به راه بیاندازند اما در نهایت خودشان مغلوب اظهار نظرهای ناشیانه خود شدند.



خودم صدای شکستن دستم را شنیدم

وی که حدود 60 دقیقه از بازی ایران برابر کره‌جنوبی را با دست شکسته ادامه داده بود، در این خصوص گفت: خودم صدای شکستن دستم را شنیدم. بازیکن کره در نیمه اول با زانویش روی دست من افتاد اما من تنها در بین دو نیمه از دکتر شهاب خواستم به من آمپول ضد درد تزریق کند، هرچند آن آمپول زیاد تاثیری نداشت. یک لحظه به ساعت نگاه کردم و دیدم تازه دقیقه 37 هستیم اما نمی‌توانستم به خاطر حساسیت بازی میدان را خالی کنم.

من و یکن‌بائر؟؛ دایی هم با طحال پاره بازی کرد

تیموریان در مورد اینکه بکن باوئر تنها فوتبالیست جهان بوده که با دست شکسته در مسابقات رسمی بازی کرده و رسانه‌های ایران نیز وی را به بکن باوئر تشبیه کرده‌اند، تصریح کرد: نمی‌توان گفت از خودگذشتگی کردم، دوست داشتم بمانم و برای موفقیت تیم ملی تلاش کنم. واقعاً بیرون رفتن از زمین سخت بود زیرا بازی صفر - صفر بود و سایر بازیکنان برای همدیگر فداکاری می‌کردند. باور کنید اصلاً به این موضوع فکر نمی‌کردم که فردا روز بگویند آندو با دست شکسته بازی کرد زیرا علی دایی هم در یک بازی مهم ملی با طحال پاره به بازی ادامه داده بود.

نمی‌توانستم از مربی بخواهم تعویضم کند

وی همچنین خاطرنشان کرد: شرایط بازی طوری بود که نمی‌توانستم از مربی بخواهم تعویضم کند و خوشحالم توانستم تا لحظه آخر دوام بیاورم و نقش کوچکی در موفقیت تیم ملی داشته باشم. هر چند واقعاً در برخی لحظات به خاطر درد شدید حتی نمی‌توانستم به درستی بدوم خصوصاً در نیمه دوم که یک بازیکن کره‌ای بار دیگر روی دستم فرود آمد.

اتفاقات عجیب و غریب و زیبا در بازی ازبکستان با قطر رخ داد

هافبک تیم ملی ایران در بخش دیگری از این گفتگو در مورد شکست سنگین قطر مقابل ازبکستان اظهار داشت: من واقعاً نمی‌فهمم در آن بازی چه اتفاقی افتاد، قطر تا دقیقه 60 از ازبکستان جلو بود و یک بار هم توپ را به تیم دروازه آنها کوبیده بود، نمی‌خواهم بگویم در آن بازی تبانی شده، شاید اتفاقات زیبای فوتبال که در بعضی موارد عجیب و غریب بوده و زیبایی‌های این ورزش را بیشتر می‌کند، در آن مسابقات رقم خورده است.

5 ساعت بعد از بازی متوجه نتیجه بازی ازبکستان با قطر شدم


وی افزود: شما فکر کنید با کره یک بر یک می‌کردیم و آن موقع به پلی‌آف می رفتیم؛ باور کنید من 5 ساعت بعد از بازی و به خاطر اینکه اینقدر غرق در خوشحالی شکست دادن کره و صعود به جام جهانی بودم، متوجه نتیجه آن بازی شدم. اگر کره یک گل می‌زد ما به پلی آف می‌رفتیم و یا اگر ازبکستان دو گل دیگر به ثمر می‌رساند، کره به پلی‌‎آف می‌رفت.

ترس را در چهره بازیکنان کره دیدم

تیموریان در بخش دیگری از گفتگویش با خبرنگار مهر، به اتفاق جالبی هم اشاره کرد: شاید کره‌ای از نتیجه آن بازی باخبر بودند زیرا من ترس را در چهره تک تک آنها خصوصاً پس از شکست مقابل ایران دیدم. باور کنید  همان برد 5 بر یک کره ای را سورپرایز کرد زیرا به پلی آف نرفتند.  باور کنید آنها با تمام قوا آمده بودند تا ایران را شکست دهند ولی ناکام شدند آن هم برای دومین بار در فاصله کمتر از شش ماه.

جای اشکان دژاگه خالی بود

تیموریان در مورد اینکه خیلی‌ها قوچان‌نژاد را فرشته نجات تیم ملی می‌دانند، گفت: او یک فوروارد کاملاً با شخصیت است که در فوتبال اروپا زندگی کرده و بزرگ شده و کاملاً فارسی را بلد است. البته جای اشکان دژآگه هم خالی بود بازیکنی که لول او فراتر از فوتبال آسیا است. باید کنار اشکان بازی کنید تا کلاس بالای فوتبالش را به درستی لمس کنید. وقتی با او همکلام می‌شوید، با اینکه بلد نیست فارسی صحبت کند، متوجه می‌شوید او یک ایرانی الاصل است.



همه در موفقیت تیم ملی شریک هستند

وی در ادامه همچنین اظهار داشت: تمام بازیکنان برای موفقیت تیم ملی تلاش کردند و این موفقیت نتیجه برنامه خوب تیم ملی، حمایت‌های فدراسیون، مردم و رسانه ها بود، پس همه در آن نقش داشتند.

وضعیتم غیر قابل توصیف است

هافبک تیم ملی ایران در مورد اینکه امروز تیموریان یکی از شخصیت‌های برجسته ارامنه مقیم ایران است و خودش در این خصوص چه احساسی دارد، خاطرنشان کرد: فوتبال ارامنه به خاطر اینکه اکثر آنها با خانواده ایران را ترک کرده‌اند، افت داشته است. امروز آرارات در بخش فوتبال تنها یک نام است، هرچند در رشته‌های دیگر فعالیت می‌کنند. در این شرایط باید بگویم وضعیتم غیر قابل توصیف است، شاید من به این مسایل فکر نمی‌کردم اما الان در جام جهانی هستم و این برای دومین بار است که چنین اتفاقی رخ می دهد.

من احساس غرور می‌کنم

وی خاطرنشان کرد: نمی‌دانم تا جام جهانی چه اتفاقی بیافتد، شاید خیلی‌ها عوض شوند اما من احساس غرور می‌کنم و امیدوارم بتوانم به عنوان نماینده ارامنه کار کوچکی را برای ورزش ایران و فوتبال ایران انجام دهم. در جام جهانی 2006 جوان بودم اما امروز با تجربه کامل می‌خواهم در میدان جام جهانی حاضر شوند.

شاید خیلی‌ها بگویند تیم ملی خوش شانس بوده

تیموریان در پایان در مورد وضعیت کی‌روش هم گفت: شاید خیلی‌ها بگویند تیم ملی خوش شانس بوده اما این موفقیت حاصل برنامه‌ریزی و استراتژی خوب کادر فنی و تلاش بازیکنان است. امیدوارم شرایط برای ادامه همکاری کی‌روش فراهم شود و او نیز در تیم ملی ایران بماند.





مطلب کیانی زاد

سفر به برزیل

سفر به برزیل

پرده اول: یک ایرانی متولد مشهد در دوران کودکی به همراه خانواده راهی هلند می شود تا در آنجا گذران زندگی را ادامه دهد. مشغله های او در این مدت عبارت بود از: تحصیلات علوم سیاسی، نواختن ویولن و البته فوتبال. رضا قوچان نژاد کسی بود که در هلند رشد کرد و پرورش یافت تا با سبک فوتبال هلندی اش (چیزی که در پیشانی نوک حمله تیم ملی به آن نیاز داشتیم) عصای دست مربی پرتغالی تیم ملی شود.

پرده دوم: رابطه تیره و تار کاپیتان تیم ملی با گلر شماره یک این تیم هم در استقلال و هم در تیم ملی خود را نشان داد و کار تا حدی بالا گرفت که اثرات آن هم در استقلال دیده شد و هم در اردوی تیم کی روش. در استقلال تیغ رحمتی برش بیشتری داشت و ظاهرا آنجا نفس کشیدن برایش کمی راحت تر بود. ولی در تیم ملی... یک مصاحبه که ممکن است از روی عصبانیت لحظه ای بوده باشد پرونده او را حداقل تا این لحظه در ترکیب تیم ملی بست. رحمتی قبلا هم سابقه عصبانی شدن و زدن به سیم آخر را داشت. جایی که صدای پای امیر قلعه نویی به سمت نیمکت استقلال شنیده می شد و او با علم به این که جایی بهتر از استقلال برایش وجود ندارد، حرفهایی بر زبان آورد که کسی در این که او آخرین فصل حضورش در استقلال را پشت سر می گذارد شکی نداشته باشد. قلعه نویی البته برخلاف کی روش عمل کرد و این جنون آنی را نادیده گرفت تا با کمک سید مهدی بتواند یک قهرمانی دیگر در کارنامه خودش ثبت کند، کی روش هم روی همان یک پای خود ایستاد و دیگر رحمتی را به اردو فرا نخواند تا گلر دیگری به جای سنگر بان تیم ملی در ادامه بازی های حساس تیم ملی این وظیفه را عهده دار شود. وساطت صغیر و کبیر از روئسای فدراسیون گرفته تا پیشکسوتان فوتبال و حتی سینما هم نتوانست در تصمیم کی روش تغییری ایجاد کند. او برخلاف پیش بینی ها، دانیال داوری را هم جایگزین رحمتی نکرد تا همای سعادت روی شانه های رحمان احمدی بنشیند.

پرده سوم: کی روش را این روزها یقینا بیشتر و بهتر از قبل می شناسیم. پرتغالی کاریزماتیکی که کمی مانوئل ژوزه، کمی تونی اولیویرا و حتی کمی مورینیوی بالقوه درون خودش پنهان دارد. ولی شخصیت آرام و بدون جنب و جوش او به قدری واضح بود که بعضا توی چشم می زد. هیچ چیزی که نشان از انگیزه مضاعف برای او و برای انتقال با شاگردانش داشته باشد را در او نمی دیدیم. حتی وقتی با شش گل بحرین را در هم کوبید دریغ از یک لبخند خشک روی لبهای او. با اخم خود سر به زیر کنار زمین قدم می زد. شاید حتی این رفتار خشک او باعث شد گهگاهی ته دلمان برای پرش های ارتفاع افشین قطبی، مشت به هوا کوبیدن های علی دایی یا حتی آب نوشیدن قلعه نویی تنگ شده باشد. ولی او همین بود. خشک و سنگی، این بی تفاوتی داشت مارا نگران می کرد. مایی که میدانستیم ایرانی جماعت تاکتیک و شعاع حرکتی میدان تخریبی حالی اش نمی شود. باید به او روحیه و انگیزه بدهی. باید تهییجش کنی تا بلکه از استعداد ذاتی اش چیزی بیرون بزند و تو را خوشبخت کند. کاری که کی روش بلد نبود یا انگیزه اش را نداشت. ولی خدا انگیزه را برای او رساند، درشت گویی سرمربی کره در مصاحبه های چند روز قبل از بازی او باعث شد گدازه های آتشفشان او بیرون بزند، مانوئل ژوزه درونش بیرون بیاید و با مصاحبه ای تند تر جواب همتای کره ای را بدهد، اولیویرای درونش بیرون بزند و در طول 90 دقیقه مثل یک ایرانی متعصب بالا و پایین برود و ژوزه مورینیوی درونش هم پس از صدای سوت داور به سمت "چوی کنگ-هی" حمله ور شود و شاید اگر در قامت پیروزی به تن نداشت، انگشتی درون آن چشمهای بادامی فرو می رفت. سرمربی کره چیزی را به کی روش بخشید که حلقه گمشده شخصیت او بود. جاه طلبی و میل بیش از حد به پیروزی.


تیم ملی ایران به برزیل رفت، نه با نمایشی خیره کننده و بدون حرف و حدیث، نه در هم کوبیدن تیمهای کوچک و بزرگ گروه با تفاضل گل بالا، خیلی میلیمتری و با چینش دقیق خیلی از مسائل توانست صعود شیرینی به جمع 32 تیم برتر جهان داشته باشد که به قول محمدرضا میثاقی، این مدلی بیشتر بچسبد.

قوچان نژاد در این بازی و در بازی قبل توانست علیرغم نمایش نه چندان دلچسب هم تیمی هایش بازی را یک تنه "در بیاورد" تا ما اکنون دومین جشن ملی را در طول یک هفته برگزار کنیم. به علاوه نمایش خوب خط دفاعی تیم ملی در لحظات پایانی و واکنش تماشایی رحمان احمدی روی خط دروازه و حتی شانس در به ثمر ننشستن ضربه سر مهاجم کره ای.

اگر قوچان نژاد به جای فوتبال تصمیم به ادامه تحصیلاتش در علوم سیاسی یا نوازندگی ویولن می گرفت آیا ما بازهم امروز بلیت برزیل در جیب داشتیم؟

می توانید با اطمینان بگوید اگر رحمتی درون چهارچوب بود آن توپ به تور دروازه تیم ملی نمینشست؟ قطعا مهار آن ضربه در تخصص رحمان احمدی نبود و شاید حتی در مورد بهترین گلرهای حال حاضر دنیا نتوان کسی را پیدا کرد که در آوردن چنین توپی برایش بی درد سر باشد. رحمان احمدی با خوش شانسی این توپ را دفع کرد ولی مگر تکان خوردن بی هدف دستش که ناجی دروازه شد دستوری نبود که از مغز او ساطع شد؟ پس نمی توانیم بگوییم که امروز با رحمتی و دانیال داوری مسافر برزیل نبودیم؟

اگر شخص دیگری (حتی ضعیف تر) سرمربی کره جنوبی بود آیا بازهم چنین کی روشی را در این بازی روی نیمکت داشتیم؟ اگر دژاگه مصدوم نمی شد، اگر عقیلی قهر نمی کرد و جانشین صادقی در ترکیب بود، اگر حیدری مصدوم نمی شد، اگر شجاعی از روی برانکار پایین نمی آمد تا لنگان لنگان زمین را ترک کند و خیلی اگر های دیگر که مثل چرخ دنده های ساعت کنار هم نشستند تا ما امروز در انتظار چهارمین حضورمان در معتبر ترین تورنمنت ملی جهان باشیم. اگر هر یک از این اگر ها نبود سر نوشت ما این بود؟ شاید همه این ها تاکتیک های خدا بود برای سفر ما به ریو!



مطلب کیانی زاد

برترین ها

وقتی که کُره را کَره کردیم ، کره ای ها نزدیک بود خون بگریند

ایول به غیرت ایرانی ، ایول با زیکنان تیم ملی ، همه ی ما رو خوشحال کردید ممنونیم ازتون.


نکونام : نزدیک بود کره ای ها خودکشی کنند




حرکت کی روش و خشم سرمربی کره



صفحه ی سایت فیفا پس از برد تیم ملی ایران



کاش می تونستم سرمربی کره رو ببینم و این عکس رو بهش هدیه کنم !!!!!



این هم گل بازی



شادی گل سرسبد بازی پس از زدن گل


کاش همیشه تیم ملی مون ما رو شاد کنه.