این منم

این منم

حرف های یک جوان
این منم

این منم

حرف های یک جوان

دکتر جون مچکریم ...

دوستان سلام
 ساعت 10 و 45 دقیقه شب یکشنبه است. تازه به خانه رسیده ام. قبل از اینکه گزارشی که در هواپیما نوشته ام را برایتان بفرستم، خواستم از همه دوستانی که به فرودگاه تشریف آورده بودند تشکر کنم. واقعاً شرمنده ام که دوستان محافظ اجازه ندادند از اتومبیل پیاده شوم. هیچ چیز برای من شیرین تر از دیدار نزدیک با شما نبود ولی ...

 این هم گزارشی که در هواپیما برایتان نوشتم:

 ساعت 7 و ربع بعدازظهر یکشنبه است و برفراز آسمان ترکیه هستیم و انشاءالله تا یک ساعت و نیم دیگر به فرودگاه مهرآباد می رسیم. بعد از 5 روز سخت و پرتنش، امروز تاحدود ساعت 6 و نیم صبح به وقت ژنو مشغول پیگیری کار بودیم و بعد توانستیم نماز صبح را بخوانیم و سه ساعتی بخوابیم. البته برخی اعضای بزرگوار هیئت مذاکره کننده که ترجمه فارسی متن را انجام می دادند حتی همین قدر هم نخوابیدند.

 اولین خبر اظهار لطف بزرگوارانه رهبر فرزانه انقلاب درپاسخ به گزارش کریمانه رییس جمهور محبوب بود که همچون گذشته فرزندانشان را مورد تفقد قرار داده بودند و نیز اظهارمحبت های دوستان عزیز.مجموعه این بزرگواری های مردم وبزرگان کشور چند بار اشک به چشمان این خدمتگزارکوچک آورد. از همه سپاسگزارم و از درگاه خداوند بزرگ مسئلت دارم که ما را شایسته این همه بزرگواری قرار دهد.

 مذاکره ورسیدن به تفاهم همواره کار دشواری است، چراکه هیچ گاه هیچ تفاهمی دربرگیرنده تمامی خواست های هریک از طرفین نیست. تنها کسانی که درگیر مذاکره و فراز و نشیب ها و خواسته های متقابل هستند می توانند درک کنند که گرفتن هر مفهوم یا عبارت مورد نظر و یا جلوگیری از زیاده خواهی طرف مقابل چه میزان تلاش، نبرد سیاسی، جنگ اعصاب، مقاومت، صبر، پذیرش ریسک شکست و .. نیاز دارد. می دانند که در پس لبخندها و شوخی های در مقابل دوربین و خبرنگاران، چه جلسات پرتنشی سپری شده و چه بحث های تلخ و چالشی رد وبدل شده است. هنر دیپلمات پنهان کردن همه این تلاطم ها در پشت لبخندهاست. در این میان اتکا به قدرت لایزال الهی، آرامشی ایجاد میکند که شاید هیچ قدرت سیاسی و نظامی نتواند هماورد آن باشد. به همین دلیل برای یادآوری به خودم و اطمینان خاطرشما، شعرمولانا را در زمینه صفحه نوشتم که:

 گرهزاران دام باشد در قدم چون تو بامایی نباشد هیچ غم

 به هر حال مذاکرات سختی بود ولی همانطور که درگزارش ها دیده اید، علیرغم تلاش همه جنگ طلبان و افراط گرایان و هزینه های گزاف تبلیغاتی و سیاسی آنها، مذاکرات با حفظ حقوق ملت به نتیجه رسید و تحریم ها در سراشیبی قرار گرفتند. دستاوردهای علمی کشورحفظ شد، حقوق هسته ای به رسمیت شناخته شد، هیچ مرکز هسته ای تعطیل و یا تعلیق نشد، اقدامات اطمینان ساز به صورت متوازن و متقابل از دو طرف طراحی شد، ساختار برنامه هسته ای کشور پابرجا ماند ولی ساختار تحریم ها به یاری خداوند به سمت تزلزل و خدشه رفت و افق لغو کامل تحریم های بین المللی، یکجانبه و چندجانبه در آینده کم و بیش یک ساله ترسیم شد. در این تلاش در مقابل مجموعه ای از بزرگترین قدرت های دنیا قرار داشتیم که خود نیز از بیرون تحت فشار صهیونیست ها و دیگر کاسبان تنش و درگیری بودند. در اکثر موارد هیچ حمایتی جز خدا و مردم بزرگ ایران و اعتماد به این دو پشتوانه بی بدیل نداشتیم که الیس الله بکاف عبده (آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟)

 حتما ادعا نمی کنیم که کارما بی نقص بوده است. از ابتدا می دانستیم که وظیفه سختی را می پذیریم و می باید از تمام توان و حیثیتی که از همین کشورو انقلاب و مردم گرفته ایم هزینه کنیم. از انتقاد سازنده و نقد مشفقانه هم استقبال می کنیم. همزمان ازهمه دوستان انتظار داریم که همواره دو ملاحظه را درنظر بگیرند: انصاف و مهمتر از آن منافع ملی. به عبارت دیگر، تفاوت مذاکره با خواندن بیانیه و اعلام موضع را فراموش نفرمایند و مهمتر فضاسازی تبلیغاتی طرف های مذاکره را درست تشخیص دهند که با تمامی ابزارهای خود از لحظاتی پس ازمذاکره دست بکارشدند تا ناکامی های طبیعی خود در روند تفاهم و اجماع سازی متقابل را کمرنگ کرده و حتی وارونه جلوه دهند. توجه داشته باشند که صهیونیست ها و دیگرجنگ افروزان هنوز هم به شدت عصبانی و خشمگین اند و در تلاش برای استفاده از هر ابزاری برای به شکست کشاندن توافقی که آنرا توافق قرن برای ایران می دانستند و می دانند.

 البته ما تازه از اولین مرحله عبور کرده ایم و ادامه راه به همین اندازه و یا حتی بیشتر پر چالش و پر فراز و نشیب است و می بایست با همبستگی و عزم ملی، همدلی عمومی، عقل جمعی و تعامل جدی، منطقی و سازنده، جنگ طلبان و افراطیون که لحظه ای از اقدام علیه ایران نخواهند ایستاد را در افکار عمومی جهانی رسوا و منزوی کنیم و راه را برای حاکمیت منطق و عقل و احترام متقابل در ادامه این مسیر دشوار هموار سازیم. در جامعه جهانی، می باید با شناخت ابزارهای متناسب، کارا و روزآمد نقش آفرینی کرد و دیگران را ناگزیر از پذیرش حقوق و حرکت از موضع برابر و احترام متقابل نمود. ما تمام تلاش خود را برای ادامه هوشمندانه این مسیر تا رسیدن به رفع همه فشارها ادامه خواهیم داد و در این مسیر به لطف خدا و حمایت شما دل بسته ایم.

 نزدیک فرودگاهیم. خدانگهدار و به امید دیدار.


https://www.facebook.com/jzarif/posts/711088668902584

ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺟﻨﻮﺏ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ !

ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺟﻨﻮﺏ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ !


 ﻧﻪ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯽ،ﺑﺰﺍﺭ ﺗﺎ بﺭﺍﺕ ﺑﮕﻢ . ﺟﻨﻮﺏ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻠﺖ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺳﺨﺘﯽ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻮﺩ توش ﮐﺸﯿﺪﻥ،سختیاﺷﻮﻥ ﺷﺪ ﺑﺮﺝ ﻣﯿﻼﺩ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻬﺮﺍﻧﯿﺎ،ﻭﻟﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩ ﺟﻨﻮﺑﯿﺎ ﺷﺪ ﯾﻪ ﭘﻞ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﮐﻪ ﻣﯿﻠﻪ ﻫﺎش رو ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺳﺎﻝ ﺭﻧﮓ ﻣﯿﮑﻨﻦ.


ﺟﻨﻮﺏ ﻫﻤﻮﻥ ﺟﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﺩﺍﺷﺘﻦ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻣﻠﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺵ ﺗﻮ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺎﮐﯽ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻦ . ﻭﻟﯽ ﺍﻭﻥ ﺑﭽﻪ ﺗﻬﺮﺍﻧﯿﻪ ﺗﻮ ﺯﻣﯿﻦ ﭼﻤﻦ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ.


 ﺟﻨﻮﺏ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻣﺶ ﺗﻮ ﺟﻨﮓ ﻭﯾﺮﻭﻥ ﺷﺪ ﺗﺎﺧﻮﻧﻪ ﻫﺎ ﺗﻮﯼ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻤﻮﻧﻪ .


ﺟﻨﻮﺏ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ 25 ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺗﻮ ﺁﺑﺎﺩﺍﻥ ﻭ ﺩﺷﺖ ﺁﺯﺍﺩﮔﺎﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﺁﺑﺎﺩ ﻧﺸﺪﻥ ﻭﻟﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﻭ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﻭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﺸﻬﺪ ﺳﯿﺘﯽ ﺳﻨﺘﺮ ﻣﯿﺰﻧﻦ .


 ﺟﻨﻮﺏ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﯿﻢ ﻫﺎﯼ ﺻﻨﻌﺖ ﻧﻔﺖ ﺁﺑﺎﺩﺍﻥ،ﺷﺎﻫﯿﻦ ﭘﺎﺭﺱ ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺑﻮﺷﻬﺮ،ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﯼ ﺑﻨﺪﺭﻋﺒﺎﺱ ﻭ ... ﭼﻮﻥ ﻭﺿﻊ ﻣﺎﻟﯽ ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﯽ ﺑﺮﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﯾﯿﻨﺘﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻦ ﻭﻟﯽ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﻭ ﭘﺮﺳﭙﻮﻟﯿﺲ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﺗﻬﺮﺍﻧﻦ ﻭ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﻥ ﺑﺎﺯﯾﮑﻦ 4ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﯼ ﻣﯿﺨﺮﻥ ﻭﺗﻮﻟﯿﮓ ﺑﺮﺗﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻦ و به زور آقایون موندگار بشن.


 ﺟﻨﻮﺏ ﺩزﻓﻮﻟﯿﻪ ﮐﻪ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺷﺪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﻫﻤﻪ ﺷﻬﯿﺪﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺩ ...


ﺟﻨﻮﺏ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻣﺶ ﺗﻮ ﻫﻮﯾﺰﻩ،ﻣﺎﻫﺸﻬﺮ ﻭ ﺳﺮﺑﻨﺪﺭ و ﺑﻨﺪﺭﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﮐﻪ ﭘﺎﻻﯾﺸﮕﺎﻫﺎ ﻭ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎﯼ ﻧﻔﺖ ﺑﻐﻞ ﮔﻮﺷﺸﻮﻧﻪ ﻭ ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﮔﺮﻣﺎﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺮﺩﻭﺧﺎﮎ ﺷﺪﯾﺪ ﺑﺨﻮﺭﻥ ﻭ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺁﻟﻮﺩﮔﯽ ﭘﺎﻻﯾﺸﮕﺎﻫﺎ ﺭﻭ تحمل ﮐﻨﻦ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﻭ ﺷﯿﺮﺍﺯ ...ﻫﻮﺍﯼ ﭘﺎﮎ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ.


 ﺟﻨﻮﺏ ﻫﻤﻮﻥ ﻣﺴﺠﺪﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺩﮐﻞ ﺍﺳﺘﺨﺮﺍﺝ ﻧﻔﺖ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ.


ﺟﻨﻮﺏ ﺧﺎﮐﺶ ﻣﻘﺪﺱ،ﻣﺮﺩﻣﺶ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎ ﺗﮏ،ﺑﻨﺎﺯﻡ ﻫﻤﻮﻥ ﺑﭽﻪ ﺟﻨﻮﺑﯿﻮ ﮐﻪ ﺭﮔﺶ ﺑﺮﻩ ﻏﯿﺮﺗﺶ ﻧﻤﯿﺮﻩ.


 ﺑﻨﺎﺯﻡ ﻫﻤﻮﻥ ﻣﺮﺩﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺑﺶ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﯿﺎ ﺑﺮﻭ ﺗﻬﺮﺍﻥ،ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺗﺶ ﺑﻬﺘﺮﻩ....

 ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺧﺎﮐﻤﻪ ﻭﻃﻦ ﻣﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ .


 ﺁﺭﻩ ﻫﻢ ﻭﻃﻦ ﺟﻨﻮﺏ ﺍﯾﻨﻪ،ﺣﻮﺍﺳﺘﻮ ﺟﻤﻊ ﮐﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﺕ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺍﺑﺎﺩﺍﻧﯽ ﯾﺎ ﺑﻮﺷﻬﺮﯼ ﯾﺎ ﺑﻨﺪﺭﯼ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺗﻮﺷﻬﺮﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ.


 ﺍﺩﻋﺎﺗﻢ ﺑﯿﺎﺭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻫﻤﯿﻦ ﺷﺎﻫﯿﻦ ﺷﻬﺮ ﻭ ﺷﻬﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺟﻨﻮﺑﯿﺎ ﺩﺍخلش ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺍﮔﻪ ﻣﺎ ﺟﻨﻮﺑﯿﺎ ﺩﺍﺧﻠﺶ نبودیم ﺍﯾﻨﺎ ﺩﻫﺎﺗﯽ ﺑﯿﺶ ﻧﻤﯿﺸﺪﻥ . ﭘﺲ ﻫﯽ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺭﻭ ﻧﭽﺴﺒﻮﻧﯿﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ .

 ﺑﻪ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﻫﻤﻪ ﺟﻨﻮﺑﯿﺎ ﺍﻫﻮﺍﺯ . ابودان ،مسجد سلیمان،ﺩﺯﻓﻮﻝ ، ﺑﻮشهر، ﺩﺷﺖ ﺁﺯﺍﺩﮔﺎﻥ ﻭ ... ﺑﻪ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ

 کپی برای جنوبببیاااااااا واجبه واجب

ثابت خواهیم کرد

ثابت خواهیم کرد


بعد ازقضیه هیروشیمای ژاپن. خبرنگاری از یکی از مقامات ژاپن پرسید:چراشما باوجود ضربه ای که از آمریکا خوردید شعار مرده باد بر علیه آنها سر نمی دهیدوبا آمریکا هنوز ارتباط دارید؟ می دانید چه پاسخ داد؟؟؟ گفت:وجود تلفن پاناسونیک برروی میز ریاست جمهوری آمریکا یعنی مرگ بر آمریکا... مانیاز به گفتن نداریم، ماعمل می کنیم!!


کمی زمان نیاز داریم

ممجواد !

به این گروه 5+1 باید گفت :
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 دادا جخ تازه این ظریفمون بود. . .

 بترس عز روزیکه کُلفتمون رو بشه د. .


کاشکی آیت الله جنتی ، 18 تا بچه داشت !

 کاشکی آیت الله جنتی ، 18 تا بچه داشت !


وقتی علی جنتی وزیر ارشاد و فرهنگ اسلامی اعلام کرد با توجه به فتاوی برخی مراجع کشور ، اگر مفسده ای نباشد ترانه خوانی خانوما ( شما بخوانید تک خوانی) ایرادی نداره و موافقتش رو اعلام کرد ، برق از سرم پرید . آخه یکی دو روز قبلش ، نجفی مفلوک ؛ رئیس میراث فرهنگی ، گفته بود قلیون کشی واسه خانوما ایراد نداره ، کلی هیاهو بپا شد . مجلسیا به رئیس جمهور تذکر دادند و کلی پیغام و پسغام ! تا اینکه نجفی با کلی وصله و پینه حرفاش رو پس گرفت و گفت که منظورش چیز دیگه ای بوده و قضیه رو ماس مالی کرد و رفت و البته معترضین هم که فقط هدفشون به چالش کشیدن دولت بود ، به ظاهر متقاعد شدن . بعد از این اظهار نظر جنجالی وزیر ارشاد که شاید بعد از مذاکره با امریکا مهمترین موضع گیری یه مقام مسئول بود ، منتظر بودم که یه هیاهوی اساسی به پا بشه .کلی هیجان زده بودم تا ماجرا را دنبال کنم. اما در کمال ناباوری ، انگار نه انگار که خبری شده . فقط کم مونده بود یه پیام تشکر آمیز از سوی مجلس بابت ، ایده ی علی جنتی بهش بدن . بالاخره بعد از کلی تجزیه و تحلیل و گیج و منگی از این اتفاق ، به این نتیجه رسیدم که سنبه ی علی جنتی خیلی خیلی پر زوره . سایه ی جنتی پدر، خیلی بلند تر از این چیزایی هست که همه فکرشو می کردن ، حتی اگر این تصور باشه که بین پدر و پسر تفاهم وجود نداره .تو همین فکر و خیالا بودم که با خودم گفتم کاش آقای جنتی به تعداد وزارتخونه ها بچه داشت. 17 تا 18 تا .... می دونید بعدن چه اتفاقی می افتاد. اونوقت آرامش کامل به دولت روحانی بر می گشت و تمام اعمال و رفتار دولت به احترام ، آقای جنتی پدر ، بر اساس احترام و چشم پوشی خطاها شکل می گرفت . بالاخره اینم یه نوع پدیده ی مدیریتی است که البته کشف اون به نام بنده است.


م ن ب ع