این منم

این منم

حرف های یک جوان
این منم

این منم

حرف های یک جوان

برو بابا دلت خوشه ها ...

برو بابا دلت خوشه ها ...

منم اگه اینترنت خونه و ماشین و دفتر کارم مثل شما بود این طوری می گفتم ...

یه فکری کنید فقط و فقط حراف نباشید ...

با تمام احترامی که برای آقای روحانی قائلم اما باید خدمتتون ارز(عرض!) کنم : برو بابا دلت خوشه ها ...


من به عنوان رئیس جمهور از شرایط پهنای باند اینترنت در کشور راضی نیستم»، این سخن رئیس جمهور در چهارمین جشنواره ارتباطات و فناوری اطلاعات بود.

حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی صبح امروز در جشنواره فاوا با بیان اینکه من به عنوان رئیس جمهور از شرایط پهنای باند اینترنت در کشور راضی نیستم گفت: قرار ما با وزارتخانه ارتباطات و فناوری اطلاعات این است که هرچه سریعتر به نسل سوم و چهارم برسیم و پهنای باند نه تنها برای منازل و تجارتخانه‌ها وسیع‌تر شود، حتی برای موبایل‌هایی که در اختیار مردم است این امر صورت بگیرد.



منبع از سایت خبرآنلاین

منم یکی از اون یازده تام

منم یکی از اون یازده تام


موزیک امیر تتلو برای پشتیبانی از تیم ملی ایران در راه جام جهانی


دانلود 1


دانلود 2


دانلود3



چطور ...

چطور ...



چطور بگم که دلتنگ توام تویی که مونس شب های دل بی قراری ام بودی

چطور بگم که باغ دلم به غم نشسته واز دوری تو دلتنگ شده؟

چطور بگم که وجود تو... گرمای صدای دلنشین توبه من آشفته زندگی می بخشه؟

چطور بگم که این دل بی طاقت بهانه تو را می گیرد؟

چطور بگم که دستانم گرمی دستانت را می خواهد؟

ای تنهاترین ستاره زندگی من :

پشت پنجره دل تنگم به انتظار لحظه با تو بودن می مانم؛

تا با آمدنت دل بی قرارم را آرام کنی .


ف.ه




یواشکی

یواشکی ...



هیچ کس مثل من که دهه شصت به دنیا اومدم با واژه یواشکی اشنا نیست.کودک بودم که مادرم یواشکی دور از چشم من مجله بوردا میدید و تا می خواستم ببینم که چیه هزارتا سوراخ موش قایمش میکرد که مبادا چشم وگوشم باز بشه.بزرگتر که شدم بابام یواشکی ویدئو را لای هزارتا پتو قایم میکرد و به خانه می اورد و ما فیلم صمد ارتیست میشود میدیدم و به صحنه های نصفه نیم بندش که میرسیدیم با چشم غره پدر سرمان را پایین می انداختیم و یواشکی زیر چشمی به اندام نیمه برهنه اکتور زن سیاه و سفید پوش نگاه میکردیم.برای ما که چشم باز کرده بودیم چادر بود و مادران سیاه پوش داغدار دیدن این صحنه یه دنیای دیگه ای بود.بزرگتر شدیم و این یوشکی هایمان هم با خودمون بزرگ شد.ما یواشکی از صف نماز جماعت و راهپیمایی 22بهمن فرار میکردیم و در کوچه های خلوت یواشکی عاشق میشدیم.در دانشگاه یواشکی از ترس کمیته انظباطی شماره میدادیم.همکلاسی هایمان که سیاستمدار شدند یواشکی دور از چشم مردم قردادهای میلیونی می بستند و توجیه یواشکیهایشان میشد مصلحت.انهایی هم که کارکردند یواشکی دور از چشم حراست ادارهایشان به مهمانی های مختلط می رفتند و تا خرخره عرق می خوردند و صبح با نقاب سر کار میرفتند.ماهم بساط عرق خوریهایمان یواشکی بود و هروقت هم که این قاعده به دست پر توان نیروی انتظامی به هم میخورد و چاره اش زیر میزی بود تا یوشکی هایمان به هم نخورد خلاصه ما یواشکی با این یواشکیها بزرگ شدیم هنوزم که هنوزه این یوشکی دست از سر ما بر که نداشته هیچ ,بدتر هم شده.

پسر

پسر


پسر بودن یعنی فقط تا آخر دبستان بابا مامان پشت سرتن بعدش جامعه بزرگت میکنه ....

پسر بودن یعنی فقط یه سال وقت داری که کنکور قبول شی ....
پسر بودن یعنی بعد 18 دیگه یا سربازی یا سربار ....
پسر بودن یعنی بابا نباشه نون باید بدی حالا 5 ساله باشی یا 50 ساله ....
پسر بودن یعنی آزادی که از ( آ ) اولش تا ( ی ) آخرش همش مسیولیته و حصار ....
پسر بودن یعنی جنگ که شد گوشت تنت سپر ناموسته ....
پسر بودن یعنی سگ دو زدن واسه یه لقمه نون که جلو زن و بچه کم نیاری ....
پسر بودن یعنی واسه عید لباس نخری که دخترت واسه خرید لباس هر چی دوست داره بخره ...
پسر بودن یعنی بی پول عاشق نشی ....
پسر بودن یعنی حرفایی که میمونه تو دل ...
پسر بودن یعنی مرد که گریه نمی کنه ....

پسر بودن یعنی همیشه بدهکار بودن به همه ...






جمعی از پسران موسسه ی آموزش عالی عقیق در کنار دکتر مجتبی ازهری